ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

ای بابا

1391/6/22 14:14
نویسنده : ندا
225 بازدید
اشتراک گذاری

هفدهم، طمع کردم، گفتم تمیزتر باشی، با دایی هادی فرستادمت حموم، بی آرومی کردی، بابا هم مجبور شد بره کمک دایی، غافل از اینکه کل مجلس و قراره بخوابی و تمیزتر بودنت هیچ فرقی نمی کنه، فکر کنم از همین حموم بود که سرما خوردی... دیروز بردیمت دکترت، تو مطب قبل از ملاقات دکتر کلی بازی کردی، با صندلیهای بچه ای که اونجا بود ذوق می کردی، با بچه ها ارتباط برقرار کردی، راه می رفتی و دل من و بابا رو می بردی، ولی در حین معاینه خیلی بی قراری کردی، اگه بابا نبود نمی تونستم کنترلت کنم، آقای دکتر بهت شکلات داد تا باهاش دوست شی... آب ریزش بینی داری، کمی سرفه و خس خس سینه، و یه هفته بیشتره که تعداد پی پی کردنات بیشتر شده...

خودم هم کمی سرما خوردم...

خدایا همه ی مریضها رو شفا بده، آمین...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

خاله مریمم من وای خاله مریمم من
22 شهریور 91 16:38
سلام
انشالله که حالت خوب خوب خوب می شه
دست مامان ندا و بابا محسن هم درد نکنه
شاد باشین انشالله همیشه ی خدا
به خدا می سپارمتون...


سلام خاله خاله ای
خیلی نازی خاله ای
روح مایی خاله ای
عشق مایی خاله ای
مامی مائده
24 شهریور 91 22:18
ایشالا که زودی خوب بشه گل پسر


فدات شم گلم
مامان آریام
26 شهریور 91 0:31
ایشاالله زودتر خوب بشی عزیزمو دیگه سرما نخوری قربونت بشم که در هر حالی خوش اخلاقی و دوست داشتنی


فدای مهربونیات
خدا رو شکر خوب شده